امامیرئوف، از فعالان انجمن صنایع نساجی ایران، با اشاره به رکود بازار فرش، موکت و منسوجات خانگی، تسهیل صادرات را یک ضرورت برای این صنایع دانست. او همچنین نسبت به تفاوت هزینه واردات پارچه از گمرکات رسمی با رویههای ملوانی و کولبری هشدار داد و پرسید چرا باید تجارتی که در یک سازوکار شفاف انجام میشود، به سمت مسیرهای غیرشفاف حرکت کند؟
به گزارش پایگاه خبری آریا دوک، امامیرئوف در نشست انجمن صنایع نساجی ایران، بخشی از چالشهای تجارت خارجی صنعت نساجی را از زاویه تعرفهها، واردات پارچه، رکود بازار داخلی و ضرورت توسعه صادرات بررسی کرد.
محور اصلی صحبتهای او یک پرسش مهم بود: در شرایطی که بسیاری از کشورهای صنعتی برای حمایت از تولید داخلی خود از ابزار تعرفه استفاده میکنند، سیاست تجاری ایران چگونه باید میان واردات، حمایت از تولید و نیاز بازار تعادل ایجاد کند؟
کشورهای صنعتی هم از تعرفه برای حمایت از تولید استفاده میکنند
امامیرئوف با اشاره به تجربه سایر کشورها تأکید کرد که استفاده از تعرفه برای حمایت از تولید داخلی، مختص ایران نیست و اقتصادهای بزرگ صنعتی نیز از این ابزار استفاده میکنند.
به اعتقاد او، این موضوع برای بخشهایی مانند پارچه، پوشاک و کالای خواب اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخشی از کالاهای وارداتی در این گروهها میتواند با قیمتهایی وارد بازار ایران شود که رقابت برای تولیدکننده داخلی را دشوار میکند.
او بخشی از این مسئله را به ماهیت برخی کالاهای وارداتی مرتبط دانست؛ کالاهایی که ممکن است مازاد نیاز تولیدکننده خارجی یا موجودی انبار باشند و به همین دلیل با قیمت پایینتری به بازار عرضه شوند.
در چنین شرایطی، مقایسه صرف قیمت محصول وارداتی و تولید داخلی الزاماً تصویر کاملی از شرایط رقابت ارائه نمیدهد.
رکود عمیق در بازار فرش، موکت و منسوجات خانگی
بخش مهم دیگری از سخنان امامیرئوف به شرایط بازار داخلی اختصاص داشت.
او گفت بازار فرش، موکت و منسوجات خانگی در شرایط فعلی با «رکود عمیق» مواجه شده و احتمال داد خروج از این وضعیت زمانبر باشد.
همین مسئله، از نگاه او، اهمیت بازارهای خارجی را برای تولیدکنندگان افزایش داده است.
امامیرئوف تأکید کرد: «چارهای جز صادرات نداریم و حتماً باید این موضوع تسهیل شود.»
این گزاره برای صنایع مرتبط با خانه اهمیت ویژهای دارد. وقتی تقاضای داخلی برای کالاهایی مانند فرش، موکت و منسوجات خانگی کاهش پیدا میکند، صادرات دیگر فقط یک مسیر توسعه بازار نیست؛ بلکه میتواند به یکی از مسیرهای حفظ ظرفیت تولید تبدیل شود.
حدود ۲۵۰ میلیون دلار واردات رسمی پارچه
امامیرئوف در ادامه به آمار واردات پارچه پرداخت.
بر اساس آماری که او در این نشست ارائه کرد، اگر روند واردات ثبتشده در ۱۰ ماه به کل سال تعمیم داده شود، ارزش واردات پارچه از مبادی رسمی گمرکی به حدود ۲۵۰ میلیون دلار میرسد.
به گفته او، این بخش شامل وارداتی است که فرآیند ثبت سفارش و ترخیص آن از گمرکات رسمی انجام شده و آمار آن در ظاهر روندی کاهشی را نشان میدهد.
اما امامیرئوف معتقد است برای تحلیل واقعی میزان واردات پارچه، نمیتوان تنها به آمار گمرکات رسمی اکتفا کرد.
مسئله رویههای ملوانی و کولبری چیست؟
او به فعال شدن رویههای ملوانی و کولبری در سال ۱۴۰۴ اشاره کرد و تفاوت هزینه ورود کالا از این مسیرها با واردات رسمی را یکی از مسائل مهم صنعت دانست.
طبق ارقام مطرحشده از سوی امامیرئوف در این نشست، واردات پارچه از مسیر رسمی با ۱۵ درصد حقوق ورودی و ۱۰ درصد مالیات بر ارزش افزوده مواجه است؛ در حالی که به گفته او، در رویههای ملوانی و کولبری شرایط متفاوتی برای ورود کالا وجود دارد.
همین تفاوت میتواند انگیزه انتقال بخشی از تجارت از فرآیند رسمی به مسیرهای دیگر را افزایش دهد.
مسئلهای که امامیرئوف مطرح میکند فقط میزان واردات نیست؛ بلکه مسیر واردات و میزان شفافیت آن است.
کاهش واردات روی کاغذ؛ اما تصویر واقعی متفاوت است؟
به گفته امامیرئوف، اگر واردات انجامشده از مسیرهای ملوانی و کولبری نیز در کنار آمار واردات رسمی قرار گیرد، تصویر متفاوتی از بازار پارچه به دست میآید.
بر اساس تحلیل ارائهشده از سوی او، مجموع این واردات به سطحی نزدیک میشود که در سال ۱۴۰۳ نیز تجربه شده بود؛ بنابراین کاهش مشاهدهشده در آمار رسمی لزوماً به معنای کاهش واقعی ورود پارچه به کشور نیست.
او با انتقاد از این وضعیت پرسید:
«چرا باید تجارتی که شفاف و در یک سازوکار مشخص انجام میشود، به سمت غیرشفاف ببریم؟»
این پرسش، یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری مطرحشده در این مصاحبه است. اگر هزینه و مقررات دو مسیر ورود یک کالا تفاوت قابل توجهی داشته باشد، فعال اقتصادی نیز انگیزه پیدا میکند مسیر کمهزینهتر را انتخاب کند؛ حتی اگر نتیجه آن کاهش سهم تجارت ثبتشده در سازوکارهای رسمی باشد.
حمایت از واحدهای بزرگ یا کوچک؛ مسئله اصلی کدام است؟
امامیرئوف در پایان به رابطه میان واحدهای بزرگ و کوچک صنعت نساجی پرداخت و تأکید کرد حمایت از واحدهای بزرگ صنعتی الزاماً در تعارض با منافع بنگاههای کوچکتر نیست.
از نگاه او، اگر مشکلات واحدهای بزرگ صنعت حل شود، واحدهای کوچکتر فعال در زنجیره نیز میتوانند از آثار آن منتفع شوند.
این نگاه، صنعت نساجی را نه مجموعهای از کارخانههای مستقل، بلکه یک زنجیره بههمپیوسته میبیند؛ زنجیرهای که وضعیت واحدهای بزرگ آن میتواند بر تأمینکنندگان، واحدهای کوچک، شبکه توزیع و سایر حلقههای تولید اثر بگذارد.
مسئله صنعت نساجی فقط میزان واردات نیست
مجموع صحبتهای امامیرئوف نشان میدهد که مسئله واردات پارچه را نمیتوان تنها با یک عدد تحلیل کرد.
تعرفه واردات، تفاوت رویههای تجاری، قیمت کالاهای وارداتی، شفافیت مسیر ورود، رکود بازار داخلی و امکان صادرات همگی بخشهایی از یک مسئله بزرگتر هستند.
در شرایطی که بازار فرش، موکت و منسوجات خانگی با رکود مواجه است، تولیدکننده داخلی از یک طرف با محدودیت تقاضا روبهروست و از طرف دیگر باید با کالاهای وارداتی نیز رقابت کند.
از این منظر، پیام اصلی سخنان امامیرئوف را میتوان در دو مطالبه خلاصه کرد: ایجاد شرایط رقابت منصفانه در بازار داخلی و تسهیل واقعی صادرات برای تولیدکنندگانی که بازار داخل دیگر پاسخگوی ظرفیت آنها نیست.